مدرک ریاضیم و پیش دانشگاهی بر باد رفت

خرید بک لینک
امروز شاد و خندان رفتیم دانشگاه یزد تا مدارک پیش دانشگاهی و دیپلمم را جهت ترجمه و ارسال به سفارت آلمان دریافت کنم اما طبق روال قبل وقتی رفتیم دانشگاه دیدم مسیر، درب دانشگاه و حتی ساختمان آموزش خیلی تغییر کرده است از دربی وارد دانشگاه شدم که در زمان تحصیلم همیشه بسته بود و ساختمان هرندی به ساختمان طرح های عمرانی دانشگاه مبدل شده بود و ساختمان در نزدیکی ساختمان فجر با عنوان "شهید احمد روشن" جهت کارهای آموزشی دایر نمودند بعد از مراجعه به قسمت بایگانی متوجه شدم با توجه به قوانین جدید باید من جهت دریافت مدرک پیش دانشگاهی می بایست ابتدا فارغ اتحصیل شوم لذا بعد از بررسی زیاد مسولین متوجه عبارت "پرداخت هزینه آموزش رایگان" شدم که این عبارت بر عکس مفهوم آن هزینه بالغ بر 5 میلیون را در خود مستتر نموده بود و همچنین تعهد خدمت. لذا دیگر از مدرک خود ناامید شده بودم اما ناراحت نشدم زیرا من هیچ گاه در تحصیلاتم به خاطر نمره و مدرک درس نخواندم. اما به خاطر اینکه مدرک پیش دانشگاهیم در گرو دانشگاه یزد بود ناراحت بودم زیرا دوباره چالشی برای رفتنم به خارج پیش آمده بود اما در حین برگشت از دانشگاه با خود گفتم بروم به دبیرستانم که آیا مدرکی معتبر جهت ترجمه می توانند برایم صادر کنند یا نه؟ که این بار به مدرسه سیدمحمد حسینی واقع در اطلسی رفتم در هنگام ورود متوجه شدم که مدرسه در حال بازسازی است وقتی مدیر مدرسه را دیدم متوجه شدم چهره ایشان آشنا است و فهمیدم در بازسازی مدرسه ای واقع در سید گلسرخ با هم همکاری داشتیم و ایشان تا ما را دیدند و فهمیدن که مدرک دیپلم دنبالش آمدم به همکاران خود اشاره کردند که بررسی کنند متوجه شدم اصل مدرک دیپلمم اینجا است خیلی خوشحال شدم (زیرا فکر می کردم برای دانشگاه ابرکوه گرفته بودم)اما مدیر زیرکی کردند و گفتند باید اتاق ایشان را تعمیر کنم و مدرک من شد در قبال فی سبیل ا... تعمیراتاق مدیر. با این حال راضی بودم اما من هنوز مانده ام مدرک پیش دانشگاهی خود را چگونه آماده کنم.

پس از تکمیل دفتر مدرسه مدیر با کمال احترام مدرک دیپلم را به من اعطا نمودند و من نیز بلافاصله بعد از خروج به تایپ و تکثیر مجاور میدان اطلسی رفتم زیرا افرادی که در آنجا کار می کردند را می شناختم اما متاسفانه فرد تازه واردی که به عنوان شاگرد در تایپ و تکثیر کار می کرد و از افراد آشنا و با تجربه خبری نبود ما نیز با کمال اعتماد به تجربیات پسر بچه مدرک حاصل از 11 سال درس خواندن را به ایشان جهت پرس خشک تحویل دادیم در همان لحظه احساس بدی به من دست داد و بعد از اینکه پسر بچه مدرک من را داخل کاور و در دستگاه گذاشت حرارت دستگاه آن قدر زیاد بود که مدرک اینجانب را با کاور آب نمود. پسر بچه با کلمه "متاسفم" نهایت کارش را به من بیان نمود اما تقیر خودم بود که این گونه کارها را باید به اهلش می دادم نه به یک تازه تجربه.

آرمان و آرزو ایرانی...

ما را در سایت آرمان و آرزو ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 10:34

صفحه بندی