اولین فرد دانشجوی افغانی ترم 6 معماری دانشگاه آزاد اسلامی یزد بود که با آشنایی در دانشگاه برای مرمت یک ساختمان قدیمی از ایشان کمک گرفتم. ایشان هنگامی که به خانه ای که توسط من مرمت گشته بود نگاه می کرد با دلالت بر اینکه از تمامی متریال ساختمانی(از مطالح مدرنیسم تا مصالح خیلی قدیمی) در یک محوطه استفاده نمودم اذعان داشتند که شما فردی چند شخصیتی هستید.
دومین فرد دانشجوی پزشکی سال پنجم بود که تنها نام علمی آن در بدترین شرایط ممکن به من بیان نمود. به گونه ای که من بعد دو سال و امروز متوجه واژه ای که عرض نمود شدم.
سومین نفر که فرد مربوط به بند اول پست می باشد.
لذا تصمیم گرفتم مطالعاتی در این زمینه روی خود انجام دهم بعد با مراجعه به گاگول(google.com) متوجه شدم خوشبختانه یا متاسفانه اخلاق و رفتار زندگی روزانه ام به جز قسمت خشن آن به علایم بیماری عدم ثبات شخصیت شباهت بسیاری دارد.(بدبخت شدیم رفت.....)
اما من فروردین ماهی هستم و بسیار از ویژیگی های متداول فروردین ماهی ها را دارم که همه این ویژیگی ها با توجه به ماحصل آن یکی از علایم بیماری می باشد و لذا واقعا می توان نتیجه گرفت که اکثر فروردین ماهی ها دارای این بیماری می باشند.
بعضی از رفتار هایی مانند چند رشته درس خواندن من نمی تواند بیانگر این بیماری باشد به دو دلیل:
1- من نیز مانند دیگر افراد همسن خود در یک رشته تحصیلی از لیسانس تا شرف دکتری! خوانده ام.و اینکه به مطالعه ی رشته های دیگر پرداختم همزمان بارشته عمران بوده است.
2- به سبب ویژیگی فروردین ماهی(پراز هیجان و تلاش) سایر اوقات فراغت را با پرداختن به مطالعه سایر علوم تکمیل می نمودم. زیرا خدایش لیسانس عمران دانشگاه آزاد کلش را می توان در یک سال جمع نمود اما مسولین جهار سال برای آن برنامه ریزی کردند با این حال من سه ساله تمام کردم.
پس حتما پرفسور حسابی، نیز مبتلا به این بیماری است پس برای ما این بیماری نیز افتخاری است(عجب کلاسی)، یا در آن زمان این بیماری وجود نداشته است.
من برای کلیه اعمال خود دارای علت و پاسخی صحیح و منطقی دارم(اما این بیماری حتی توجیهات یک بیمار عدم ثبات شخصیت را نشانه بیماری می داند)
امااااااااا یک درصد میتوان گفت شاید به این بیماری مبتلا هستم و وقتی که در باره آن تحقیق می کردم به تارنمایی رسیدم که واقعا مرا خیلی اذیت کرد و آن این تارنما بود:
http://www.hamdardi.net/thread-29221.html
در پایان این پست نتیجه گرفتم بهترین جواب برای درمان این بیماری گذشت زمان است اما به تنهایی.
امااااا نود نه درصد، شاید من به این بیماری مبتلا نباشم لذا دفعه بعد اگر کسی بخواهد به سبب این که چند رشته خواندم مرا به این بیماری مبتلا کند با او همان کنم که با این سه نفر کردم(عبید زاکانی).
نمی دانم چرا بر اساس قضیه آشوب(در عین بی نظمی، دارای نظم بودن) نمی شود به این بیماری نگاه کرد زیرا در عین بی ثباتی دارای ثبات بودن است والاااا.
آرمان و آرزو ایرانی...ما را در سایت آرمان و آرزو ایرانی دنبال میکنید
برچسب: بیماری عدم ثبات شخصیت, نویسنده: بازدید: 19